دكتر عقيقى بخشايشي

96

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

ندهند ، به هيچ صدائى نبايد اعتناء كنند زيرا همه چيز در برابر آن مانند باد است . من فكر مىكنم كه هركس قرآن را با نظر بصيرت ، بخواند قطعا آن را به صورت ديگرى مشاهده خواهد كرد . » « 1 » 3 . گوته شاعر و دانشمند آلمانى : « قرآن اثرى است كه بواسطه سنگينى عبارات آن ، خواننده در بادى امر رميده مىشود و سپس مفتون جاذبه و بالاخره مجذوب زيبائيهاى متعدّد آن مىگردد . » « 2 » 4 . گيبون كانادائى ( 1827 - 1773 ) : يكى ديگر از دانشمندان غربى مىگويد : « از اقيانوس اطلس تا كنارهء رود گنگ قرآن نه فقط قانون فقهى شناخته شده است بلكه قانون اساسى شامل رويّه قضائى و نظامات مدنى و جزائى و حاوى قوانينى است كه تمام عمليّات و امور مالى بشر را اداره مىكند . . . . « 3 » 5 . گومب مسيحى : « قرآن با انجيل فرق اساسى كه دارد اين است كه انجيل داراى مكتب و روش فقاهتى نيست بلكه به طور كلّى محتويات آن مركّب است : از قصص ، روايات ، و بيانات و تحريض و ترغيب بشر از نظر عواطف و احساسات عالى و فداكارى و داراى اخلاقيّات بسيار صحيح و هيچ نوع عامل و رابطه منطقى جالب و جاذبى كه اين معانى را با يكديگر ربط دهد ، در آن وجود ندارد ، درست بر خلاف قرآن . . . . » « 4 » 6 . شبلى شميّل لبنانى ( 1853 - 1917 م ) : او با شور و شوق و سوز دل خاصّ ، احساسات و عواطف خود را به قرآن و آورنده آن ، إبراز داشته است گفتار او آن‌چنان از ملاحت و بلاغت برخوردار است كه تكرار شنيدن آن ، مغاير فصاحت و مخلّ بلاغت نخواهد بود : إنّى و إن اك قد كفرت بدينه * هل أكفرنّ بمحكم الآيات ؟ او ما حوت فى ناصح الالفاظ من * حكم روادع للهوى و عظات و شرائع لو انهم عقلوا بها * ما قيّدوا العمران بالعادات نعم المدبّر و الحكيم و انّه * ربّ الفصاحة ، مصطفى الكلمات رجل الحجى ، رجل البلاغة و الدّهاء * بطل حليف النّصر و الغارات ببلاغة القرآن ، قد غلب النّهى * و بسيفه أنحى ، على الهامات من دونه الأبطال ، فى كل الورى * من غائب ، او حاضر او آت « 5 » « گرچه من مسلمان نيستم ولى آيا مىتوانم به آيات محكم قرآن كفر بورزم ؟ » « يا به پندها و اندرزهايى كه در آيات آن آمده است و همه بازدارندهء نفس از هوا و هوس و همه در پوشش شكوهمندترين واژه‌ها قرار دارد ، منكر گردم . يا به قوانينى كه اگر مردمان آن قوانين را درك مىكردند براى تحقّق بخشيدن به عمران و تمدّن به عادات و سنن قبيله‌اى مقيّد نمىشدند و آنها را دور مىريختند و به حقايق قرآن متوسّل مىشدند . محمّد بهترين چاره‌ساز درد بشر و بهترين

--> ( 1 ) عذر تقصير به پيشگاه محمّد ، ص 76 ؛ نقل از كتاب كارلايل ، ج 6 ، ص 214 . ( 2 ) عذر تقصير به پيشگاه محمّد ، ص 76 ؛ نقل از كتاب كارلايل ، ج 6 ، ص 95 . ( 3 ) ادبيات و تعهد در اسلام از استاد محمد رضا حكيمى ص 252 ، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى . ( 4 ) محمد و القرآن ، تأليف الشيخ سليمان آل نوح المطبعة العربية ببغداد ص 181 . ( 5 ) زركلى در الأعلام درباره شبلى مىنويسد : « او شبلى بن ابراهيم شميل 1269 - 1335 ه مطابق 1953 م طبيب و محقق بود او چون فيلسوف مىزيست و مىانديشيد در دانشگاه آمريكايى بيروت درس مىخواند چند بار به اروپا سفر كرد سپس به مصر رفت و در اسكندريّه مقيم شد از آثار او فلسفهء النشوء و الارتقاء است » ؛ به نقل از ادبيّات و تعهّد در اسلام ص 252 .